سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران

چند روز بعد از عملیات پیروزمندانه و غرور آفرین شکست حصر آبادان توسط لشکر پیروز خراسان ، به دستور امیر صیاد شیرازی گروه 411 بروجرد برای جمع آوری و خنثی سازی مین های بجا مانده در دشت بسیار وسیع آبادان مشغول به کار شد. من  به همراه جناب سروان امیر چوپانی و چند نفر دیگر از گردان 436 مهندسی بروجرد برای شناسایی میادین مین به آن منطقه رفتیم  .منطقه ی مین گذاری شده از کیلومتر 50 جاده ی آبادان ماهشهر شروع می شد و به لبه ی کارون می رسید . عراقی ها انقدر مین در منطقه پخش کرده بودند که به این سادگی امکان خنثی سازی آنها نبود . آن روز سعی کردیم منطقه را خوب شناسایی کنیم و نقشه های میادین مین را تا حد ممکن روی کاغذ بیاوریم . کنار سنگر های عراقی پر بود از جنازه هایی که با لودر روی آنها خاک ریخته شده بود . در منطقه ای که به قایق سازی معرف است تعدای از نیروهای ایرانی حضور داشتند ، وقتی ما را دیدند چای تعارف کردند و ما هم در مورد عملیات از آنها سوال کردیم . یک نفر از آنها که با لهجه ی شیرین مشهدی صحبت می کرد گفت هر وقت خواستید تشریف ببرید بیاین تا یه چیزی رو نشونتون بدم .

و مارمیت اذ رمیت

ما بعد از صرف چای بلند شدیم و به همراه او کمی جلو رفتیم ما را به نزدیک سنگر ی برد که خراب شده بود و دستی سیاه شده از زیر خاک سنگر بیرون زده بود . او دست را نشانمان داد و گفت : این دست رو می بینید که الان لانه ی مگس شده ، وقتی دقت کردیم دیدم درست می گوید مگس ها نوک انگشتهای دست آن جنازه را سوراخ کرده و از سر انگشتانش وارد بدنش می شدند . او ادامه داد ، این دست شب عملیات خیلی ما را اذیت کرد پشت تیر بار قرار گرفته بود و بچه ها را درو می کرد دوستان او تسلیم شده بودند ولی این دست همچنان شلیک می کرد  به همین خاطر ما با آرپی جی سنگر را روی سرش ریختیم . به نظرتون اگه می دونست دستش یه روزی  به این وضعیت می افته بازم مقاومت می کرد ؟ یکی از بچه ها نگاهی به جنازه کرد و گفت : این دست بر خلاف " «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» از شیطان الهام می گرفته است .




تاریخ : سه شنبه 92/8/28 | 11:58 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

کلک خاطره

مدیریت پیشگیری و آگاهسازی سازمان بسیج، جشنواره" کلک خاطره" را با هدف جمع آوری و انتشار خاطرات ارزشمند اسرا، جانبازان، ایثارگران و بسیجیان سراسر کشور برگزار می کند.

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج شهرداری تهران، مدیریت پیشگیری و آگاهسازی سازمان بسیج شهرداری تهران، در نظر دارد با جمع آوری و انتشار خاطرات ارزشمند اسرا، جانبازان، ایثارگران و بسیجیان سراسر کشور، تجربه گرانبهای آنان را در اختیار عموم اقشار بسیج قرار دهد.

به همین منظور علاقمندان می توانند خاطرات حفاظتی، امنیتی و اطلاعاتی خود را تا تاریخ 15 آذر 92، از طریق پست الکترونیکی basij@tehran.ir ارسال کرده و یا به حفاظت اطلاعات سازمان تحویل دهند.

یاد آور می شود به 110 نفر از خاطرات برگزیده که در جشنواره کلک خاطره شرکت کرده اند، هدایایی توسط  مدیریت پیشگیری و آگاهسازی بسیج اهدا خواهد شد.



تاریخ : جمعه 92/8/17 | 12:19 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

جشنواره

ششمین جشنواره داستان کوتاه دفاع مقدس با نام " جایزه ادبی یوسف" بر گزار می شود. علاقه مندادن می توانند آثار ارسالی خود را با شرایط زیر حداکثر تا پایان آذرماه 92 به پست الکترونیکی yusuf.iran@gmail.com و یا به نشانی تهران- صندوق پستی 1615-15875 ارسال نمایند.


شرایط ارسال آثار:

• آثار ارسالی از 15 صفحه (حدود 4 هزار کلمه) تجاوز نکند.
• داستان های ارسالی در دوره های پیشین جشنواره برگزیده نشده باشد.
• آثار چاپی در مجموعه کتب مستقل یا مشترک مربوط به سال های 91 و90 جداگانه داوری خواهد شد.
• مشخصات کامل نویسنده، شامل محل تولد، سال تولد، تحصیلات، آثار منتشره و شماره تماس یا ادرس پستی و الکترونیکی ذکر گردد.
• محدودیت سنی برای شرکت در مسابقه وجود ندارد.
• محدودیتی در تعداد آثار ارسالی وجود ندارد.
• کلیه‌ی آثار برتر، در مجموعه ای مصحف، چاپ و منتشر خواهد شد.

جوایز:

• نفر اول: 30 میلیون ریال
• نفر دوم: 25 میلیون ریال
• نفر سوم: 20 میلیون ریال
• نفرات تقدیری: 8 میلیون ریال

گفتنی است زمان اعلام نتایج و برگزاری مراسم پایانی تا قبل ازپایان سال 92 خواهد بود و علاقه مندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با دو شماره تلفن 88528905-021، 88528903-021 تماس حاصل فرمایند.

لینک سایز بزرگ فراخوان 




تاریخ : سه شنبه 92/8/14 | 8:1 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

گمنام آشنا سلامباز تکرار حضور ناگهانی تو و سلام های دستپاچه من! هر از چند گاهی تلنگری 

می شود به عقربه های ساعت روزمرّگی هایم تا فراموش نکنم .....چه خوب شد که آمدی تا دیگر 

نذر زیارت عاشورایمان کنار مزار نداشته ات  محال نباشد .آشنا ترین گمنام ، همین که هر از چند 

گاهی دستهایم به  نوازش سنگ مزار بی نام تو تبرک شود، همین که نگاه سوخته ام به پرچم سرخ

مزار تو  باشد بس است برای دل خوشی من و این دل ویرانه...

 

گمنام آشنا . رقص خون




تاریخ : دوشنبه 92/8/6 | 12:54 صبح | نویسنده : احمد یوسفی | نظر