سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

رادیوی پدربزرگ نوشته ی احمد یوسفی

پدر بزرگ رادیویش را از جانش بیشتر دوست داشت . خیلی دلم می خواست برای یک بار هم که شده ، موج رادیو او را پچرخانم و این بار من به جای او موج دل خواهم را بگیرم ولی مگر امکان این کار برای من میسر می شد .

او همیشه رادیویش  را روی پایش می گذاشت و دو دستی آن را می گرفت . او برای اینکه  شبکه مورد علاقه اش را صاف تر

 بشنود آنتن رادیو را همیشه بالا می داد.

رادیوی پدربزرگ                                                    

رادیو روز و شب روشن بود به محض اینکه کمی صدای رادیو به واسطه ضعیف شدن قوه هایش کم می شد  پدر بزرگ قوه هایی که از قبل توی آب جوش جوشانده بود را می آورد و قوه های قدیمی را در آب جوش می انداخت تا رادیو کمی جان بگیرد .ما هم حسابی به شنیدن صدای رادیو عادت کرده بودیم و اگر یک روز صدای آن را نمی شنیدیم انگار چیزی گم کرده بودیم .

وضع به همین منوال می گذشت تا اینکه یک روز در آبادی ولوله ای به پا شد . خبر رسید که کدخدای آبادی به رحمت خدا رفته است . با شنیدن این خبر زن و مرد روستا برای خاک سپاری و تدفین او جلوی مسجد روستا جمع شدند تا با احترام خاص او را تشیع کنند  . ادامه مطلب...


تاریخ : جمعه 98/2/6 | 1:27 صبح | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

 

اولین کارگاه داستان نویسی


اولین کارگاه داستان نویسی 

با حضور جناب استاد احمد یوسفی 

و جمعی از نویسندگان بروجرد

شنبه 1397/2/1

انجمن ادبی استاد مهرداد اوستا

تاریخ : دوشنبه 97/2/3 | 2:6 صبح | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

روایت امام خامنه ای از شهیدی که صورتش مثل "ماه" می‌ درخشید

 روایت امام خامنه ای از شهیدی که صورتش مثل "ماه" می‌ درخشید+تصاویر  «...معروف بود در دوران دفاع مقدس می‌گفتند فلانی نور بالا می‌زند، روشن است؛ یعنی بزودی شهید خواهد شد. این نورانیتِ حضور بسیجی بود؛ این را من خودم مشاهده کردم؛ نه یک بار و دو بار...» 
 

به نقل از تسنیم، مراسم مشترک دانش‌آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش، صبح دیروز (چهارشنبه) با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی) فرمانده معظم کل قوا در دانشگاه افسری امام علی (ع)برگزار شد.در این مراسم امام خامنه ای(مدظله العالی) با اهدای هدایایی از  همسر شهید ایرج رستمی از شهدای ارتش جمهوری اسلامی تقدیر کردند.

شهید رستمی

تقدیر رهبر معظم انقلاب از همسر شهید ایرج رستمی-96/8/3


رهبر معظم انقلاب در جمع هزاران نفری بسیجیان استان خراسان شمالی در 91/07/24 بیاناتی را در خصوص این شهید والامقام بیان کردند. ایشان فرمودند: «معروف بود در دوران دفاع مقدس می‌گفتند فلانی نور بالا می‌زند، روشن است؛ یعنی بزودی شهید خواهد شد. این نورانیتِ حضور بسیجی بود؛ این را من خودم مشاهده کردم؛ نه یک بار و دو بار. 

یک سرگرد ارتشی که بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است - سرگرد رستمی - به میل خود، به صورت بسیجی آمده بود در مجموعه‌ی گروه شهیدچمران، آنجا فعالیت می‌کرد. ادامه مطلب...


تاریخ : پنج شنبه 96/8/4 | 7:48 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

 در جاده بصره خرمشهر شهید "علی اکبر دهقان" همین طور که می دوید از پشت از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سرش از پیکر پاکش جدا شد.

در همان حال که تنش داشت می دوید، سرش روی زمین غلتید.

سر مبارک این شهید حدود پنج دقیقه فریاد "یاحسین، یاحسین" سر می داد.

همه رزمندگان با مشاهده این صحنه شگفت گریه می کردند...

6565

 

 چند دقیقه بعد از توی کوله پشتی اش وصیتنامه اش را برداشتند، نوشته بود:

 

ألسلام علی الرأس المرفوع

خدایا من شنیده ام که امام حسین (ع) با لب تشنه شهید شده است، من هم دوست دارم این‌گونه شهید بشوم…

خدایا شنیده ام که سر امام حسین (ع) را از پشت بریده اند، من هم دوست دارم سرم از پشت بریده بشود.

خدایا شنیده ام سر امام حسین (ع) بالای نیزه قرآن خوانده، من که مثل امام اسرار قرآن را نمی دانم، ولی به امام حسین (ع) خیلی عشق دارم، دوست دارم وقتی شهید می‌شوم سر بریده ام به ذکر "یاحسین" باشد...

 

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است

دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم....




تاریخ : یکشنبه 96/7/23 | 11:16 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

تکلیف




تاریخ : شنبه 96/5/21 | 9:52 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

                                                     خاطره رمضان

چند ماه قبل از عملیات مرصاد دردشت دیره مستقر بودیم و شبها برای عملیات مین گذاری جلوی عراقی ها به اطراف قصر شیرین و نفت شهر می رفتیم .شبهای اول ماه مبارک رمضان بود . آن شب کار سد موانع جلوی خطوط نیروهای عراقی کمی طول کشید و وقتی به پشت خاکریزها برگشتیم اذان صبح را می گفتند . نماز را در سنگر پیاده نظام خواندیم و با روشنی هوا به محل استقرارمان دشت دیره برگشتیم .

وقتی از خودروها پیاده شدیم ، محمد رضا با آن لحجه ی شیرین گیلکی اش گفت : احمد آقا امروزتکلیف ما چیه ؟ گفتم :چه تکلیفی ؟ گفت : نخوردن سحری دیگه . گفتم :هیچی ،مثل روزهای قبل ،همه روزه هستیم . مگه تکلیف دیگری هم داریم ؟ او کمی این پا و آن پا کرد و گفت : همه ی شما که منو می شناسید . بنده به اندازه سه نفر سحری می خورم ولی بازم ساعت 4 بعد از ظهر نای حرف زدن ندارم .

با وجود اینکه با روحیه ی  او  آشنا بودم کمی اخم کردم و گفتم : تو هم مثل بقیه ، مگه کسی از ما دیشب سحری خورده ؟

او کمی غر و لند کرد و بعد ساکت شد .

ظهر توی حسینه برای خوندن نماز جمع شده بودیم ، که دیدم آقای بلاشی زیر بغل محمد رضا را گرفته و محمد رضا بی حال وزن خودش را روی رضا بلاشی انداخته و به طرف حسینیه می آمدند . سلام کردند و در صف نماز قرار گرفتند . زیر چشمی نگاهی به صورت محمد رضا انداختم دیدم واقعا رنگ به چهره نداره .

گفتم چی شده محمد رضا ؟ جوابی نداد . ادامه مطلب...


تاریخ : چهارشنبه 96/3/17 | 5:51 صبح | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

عباس دوران

صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در یک مصاحبه تلوزیونی به خبرنگار خارجی گفت: به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به 500 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال خود را جایزه خواهم داد. 
تنها دو ساعت و نیم بعد از این مصاحبه صدام، عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی نیروگاه بصره را بمباران کردند... 
 غروب همان روز خبرنگار رادیو بی بی سی اعلام کرد: من امروز با آقای صدام حسین رئیس جمهور عراق، مصاحبه داشتم و ایشان با اطمینان خاطر از دفاع قدرتمند هوایی خود در راه محافظت از نیروگاه ها، تاسیسات و دیگر منابع اقتصادی عراق در برابر حملات و تهاجم خلبانان ایرانی سخن می گفت. ولی من هنوز مصاحبه او را تنظیم نکرده بودم که نیروی هوایی ایران نیروگاه بصره را منهدم کرد. 
 اینک جنوب عراق در خاموشی فرو رفته و چراغ قوه در بازارهای عراق بسیار نایاب و گران شده است چون با توجه به خسارات وارد به نیروگاه، تا چند روز آینده برق وصل نخواهد شد. سپس این خبرنگار با لبخندی تمسخر آمیز گفت: البته هنوز فرصتی پیش نیامده که من از صدام حسین سوال کنم چگونه جایزه خلبانان ایرانی را تحویل خواهند داد. 




تاریخ : چهارشنبه 96/2/13 | 11:8 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

روز پدر نزدیکه ...
سلامتی همه ی اون باباهایی 
که برای  " هدیه روز پدر "
فقط یه لنگه جوراب براشون کافیه...
یا اصلا جوراب هم 
به کارشون نمیاد ...

روز پدر

 




تاریخ : شنبه 96/1/19 | 3:5 صبح | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

سومین همایش جبهه مجازی در حوزه ایثار و شهادت و کسب دو مقام اولی کشور توسط هنرمندان بروجردی

همایش جبهه مجازی

برگرفته از سایت «ایثار»، سومین همایش جبهه مجازی در حوزه ایثار و شهادت روز دوشنبه 16 اسفندماه با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید محمدعلی شهیدی نماینده ولی‌فقیه، معاون رییس جمهوری و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران، سردار محسن انصاری قائم مقام بنیاد، کامیار ثقفی رییس دانشگاه شاهد و عضو شورای عالی فضای مجازی، علیرضا کریمیان رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی بنیاد و دبیر سومین همایش جبهه مجازی در حوزه ایثار و شهادت، بهروز بزرگی رییس مرکز ارتباطات و مراجعات بنیاد، محمود پاکدل رییس مرکز نوسازی و تحول اداری بنیاد، عباس کاهه مدیرکل حوزه نمایندگی ولی فقیه، حمیدعلی صمیمی مدیرکل بنیاد تهران بزرگ و حسینعلی بیات مدیرکل هنری بنیاد،  تعدادی از فعالین حوزه ایثار و شهادت در فضای مجازی و جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران در مجتمع فرهنگی سیدالشهدا (ع) برگزار شد. ادامه مطلب...


تاریخ : سه شنبه 95/12/17 | 3:50 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر

بفرما چای




تاریخ : چهارشنبه 95/12/4 | 10:52 عصر | نویسنده : احمد یوسفی | نظر